تبليغاتX
خانه ای روی آب - واكمن را خاموش كن ؛ لطفا!

اول/ گفتند برو با يك نفر كه خيلي آگاه است گفت و گو كن. گفتند مي‌خواهد ناگفته‌ها را بگويد. گفتند حرف‌هايش را ضبط كن. گفتند اگر گفت و گوي خوبي از آب در بيايد مي‌تواند از مشكلات مردم آن جا كم كند. گفتند طرف خيلي چيزها مي‌داند كه تا حالا به زبان نياورده و اگر بگويد حتمن اتفاقاتي مي افتد.

دوم/ گفتم اين خيلي خوب است. گفتم بايد آماده شوم و با كلي سوال بي جواب بروم آن‌جا. گفتم يك عكاس خوب هم بيايد همراهم تا هر چيزي را كه نمي‌شود نوشت؛ حداقل عكسش را تهيه كنيم. گفتم كاست ۶۰ دقيقه اي كفاف اين همه حرف را نمي دهد و رفتم كاست ۹۰ دقيقه اي خريدم. دوست عكاس هم نا اميدم نكرد و بله را داد تا برويم ببينيم چه مي شود !

سوم/ سو‍‍ژه نامش چنان آشناست كه نياز به توضيح اضافه ندارد ؛ «بم»

چهارم/ آقای گفت و گو شونده نشست جلویم حرفهایش را زد. خواستم بیش‌تر توضیح بخواهم ؛ واكمن را خاموش كرد و بيش‌تر توضيح داد فقط براي اطلاع خودم. چشم هايم داشت از حدقه بيرون مي آمد. مثل هميشه اين چيزها را نمي شود نوشت. چشم هايم را كنترل كردم و گفتم ان شاالله درست مي شود!

پ‌ن: داشتيم به اتفاق دوست عكاس توي شهر چرخ مي زديم كه ديديم اوضاع بنزين توي بم بهتر از جاهاي ديگر است و كسي بدون بنزين نمي ماند. هر بطري ۵/۱ ليتري ۱۵۰۰ تومان ناقابل!

 پ‌ن: همان كاست ۶۰ دقيقه‌اي هم اضافه بود، آقاي مهندس حرف‌هاي مهم‌اش را براي دلم گفت نه براي واكمن.

+ نوشته شده در پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 18:16 توسط امين شول |